به گزارش پایگاه خبری دیدگاه اقتصادی،
به گزارش خبرفوری، این در حالی است که پیش از تشدید درگیریها، بخش قابل توجهی از نفت جهان از تنگه هرمز، مهمترین گلوگاه انرژی جهان، عبور میکرد.
هرمز؛ همچنان مهم، اما قابل تحملتر
برخی تحلیلگران معتقدند، اهمیت تنگه هرمز در بازار نفت کاهش یافته است، اما واقعیت پیچیدهتر است. هرچند اختلال در این مسیر صادراتی، که روزانه میلیونها بشکه نفت و فرآوردههای نفتی و همچنین بخش قابل توجهی از تجارت LNG جهان از آن عبور میکند، همچنان شوک بزرگی محسوب میشود، اما اقتصاد جهانی امروز آمادگی بیشتری برای زندگی با ناامنی در این منطقه دارد.
دلایلی که مهماند
انقلاب نفت شیل در آمریکا، توسعه میادین نفتی در کانادا، برزیل و گویان، و همچنین صادرات قابل توجه روسیه، جغرافیای عرضه نفت را بسیار متنوعتر کرده است. این تنوع به این معناست که جهان دیگر برای تأمین نفت خود تنها به خاورمیانه وابسته نیست. از سوی دیگر کشورهایی چون عربستان (خط لوله شرق-غرب) و امارات (خط لوله به فجیره) سرمایهگذاریهای عظیمی در ساخت خطوط لوله جایگزین انجام دادهاند که امکان دور زدن تنگه هرمز را در زمان بحران فراهم میکند. ایران نیز خط لوله گوره- جاسک را توسعه داده است. همچنین کشورهای عضو آژانس بینالمللی انرژی، در واکنش به اختلالات، اقدام به آزادسازی ۴۰۰ میلیون بشکه از ذخایر اضطراری خود کردند. این اقدام، هرچند موقتی، اما سیگنال مهمی به بازار فرستاد که در صورت کمبود شدید، منابع قابل توجهی برای عرضه وجود دارد. چین نیز با داشتن ذخایر عظیم نفتی، به بازیگری کلیدی تبدیل شده که میتواند با زمانبندی خرید و آزادسازی ذخایر، بر بازار تأثیر بگذارد. و بالاخره اینکه چین، که در دو دهه گذشته موتور اصلی رشد تقاضای نفت جهان بوده، در حال حاضر با چالشهایی چون برقی شدن حملونقل و استفاده از زغالسنگ در صنایع پتروشیمی مواجه است. این عوامل منجر به کاهش قابل توجه واردات نفت خام چین شده است. کاهش تقاضای بزرگترین واردکننده نفت جهان، شدت رقابت میان خریداران برای تأمین بشکههای محدود را کاهش میدهد.
بیشتر بخوانید:
چه میزان نفت از تنگه هرمز عبور میکند؟ چرا آمارها با ادعاهای آمریکا همخوانی ندارد؟
پولدارترین مرد ایران چگونه زندگی میکند؟ | مرد مرموزی که پایش به پرونده نفت ایران باز شد
این مرد برنده غیرمنتظره جنگ علیه ایران است
چین با نفت ذخیرهشدهاش چقدر میتواند از جنگ ایران جان سالم به در ببرد؟
شکاف میان برنت و بازار فیزیکی
روزنامه سازندگی در تحلیلی در این باره مینویسد؛ با وجود این عوامل تعدیلکننده، نباید از واقعیتهای بازار فیزیکی غافل شد. دادهها نشان میدهد که در بازارهای منطقهای مانند دبی و عمان، قیمت نفت عملا از مرز ۱۰۰ دلار عبور کرده است. این شکاف میان شاخص برنت (که بیشتر جنبه مالی دارد) و قیمت نفت فیزیکی، حاکی از فشار واقعی در عرضه محصولات پالایش شده مانند دیزل است. کمبود ظرفیت پالایشگاهی، اختلالات لجستیکی و محدودیتهای صادراتی روسیه، فرآوردههای نفتی را حتی آسیبپذیرتر از نفت خام کرده است.
آینده قیمت نفت؛ در گرو انتظارات و دیپلماسی
قیمت نفت تنها تابعی از کمبود عرضه امروز نیست، بلکه بازتابی از انتظارات معاملهگران درباره آینده نیز هست. اگر بازار معتقد باشد که اختلال در تنگه هرمز دائمی نخواهد بود و با اندکی بهبود اوضاع ژئوپلیتیک یا توافق سیاسی، میلیونها بشکه نفت دوباره به بازار بازخواهد گشت، از انتقال کامل کاهش عرضه امروز به قیمتهای بلندمدت خودداری خواهد کرد. تجربه نشان داده که با هرگونه تنشزدایی نسبی، صادرات از هرمز به سطوح بالاتری بازگشته است.
بانکهای سرمایهگذاری بزرگ مانند مورگان استنلی و گلدمن ساکس نیز با احتیاط بیشتری نسبت به آینده قیمت نفت مینگرند، هرچند برخی پیشبینی میکنند که اختلالات کشتیرانی خاورمیانه تا سال ۲۰۲۷ ادامه یابد.
قدرت تنگه هرمز در تعیین قیمت نفت کاهش یافته است، نه به دلیل از دست دادن اهمیت ذاتیاش، بلکه به دلیل افزایش گزینههای جهان برای مدیریت شوکهای عرضه. تنوع جغرافیایی تولید، زیرساختهای جایگزین، ذخایر استراتژیک و کاهش تقاضای برخی بازیگران کلیدی، اقتصاد جهانی را در برابر اختلالات احتمالی مقاومتر کرده است. هرمز همچنان میتواند بازار نفت را متزلزل کند، اما دیگر به آسانی گذشته، توانایی گروگان گرفتن آن را ندارد.
