به گزارش پایگاه خبری دیدگاه اقتصادی،
بازار؛ گروه ایران: پیروزیهای ژئوپلیتیک و نظامی اخیر ایران در مواجهه با جبهه عبری-غربی، مرحله نخست از طرح تحمیل اراده به بلوک سلطه را با موفقیت تثبیت کرده است؛ اما سناریوی ناتمام دشمن برای سلب دستاوردهای راهبردی کشور، اکنون به زمین متراکم جنگ اقتصادی و طراحی «تنگنای حیاتی» منتقل شده است. دکترین «سرباز اقتصادی» امتداد طبیعی الگوواره «جانفدا» در زمین واقعیات ملموس بازار، زنجیره تأمین و مدیریت مصرف کالاهای اساسی است.
بازتعریف صحنه نبرد چندبعدی و ناکامی راهبرد خفگی مالی علیه تهران
تحولات نظم بینالملل و تنشهای ژئوپلیتیک سالهای ۱۴۰۴ تا ۱۴۰۵ خورشیدی به وضوح اثبات کرد که برتری در عرصه سخت و دستبالای نظامی در برابر بلوک صهیونیستی، تنها نیمی از معادله بازدارندگی جامع است. ایالات متحده پس از فروپاشی فرضیه بازدارندگی سنتی نظامی، سنگینی فشار خود را از میدان تهاجم فیزیکی مستقیم به حیطه «جنگ همهجانبه مالی، ارزی و ژئواکونومیک» منتقل کرده است. این الگو، که اندیشکدههای واشنگتن از آن با عنوان راهبرد خفگی اقتصادی یا «انقباض حداکثری دسترسی به جریان آزاد نقدینگی» یاد میکنند، در پی مسدودسازی شریانهای حیاتی تبادل ثروت، ایجاد اخلال سازمانیافته در درآمدهای ارزی و برهمزدن توازن عرضه و تقاضا در بازارهای کلیدی است.
با این حال، تازهترین آمارهای گزارششده از منابع معتبر داخلی و ارزیابیهای بینالمللی نظیر بانک جهانی و اوپک در سال ۱۴۰۵ خورشیدی، نشاندهنده روندی متفاوت از محاسبات طراحان تحریم است؛ صادرات نفت خام و میعانات گازی ایران علیرغم شدیدترین بستههای تنبیهی خزانهداری آمریکا، با اتکا به دیپلماسی انرژی غیررسمی و شبکههای نوین تسویه، همچنان تداوم یافته است. این دستاوردها نشان داد که اقتصاد ایران ظرفیت بالایی در تبدیل تهدید به فاز ضدضربه دارد؛ هرچند آسیبپذیریهای نهادی در حوزههایی چون تورم هستهای، کسری ساختاری بودجه و کسری موازنه انرژی کماکان خطوط نفوذ دشمن به شمار میروند. پیروزی نظامی زمانی پایدار خواهد بود که شبکه توزیع و تولید داخلی به سدی نفوذناپذیر تبدیل شود؛ نقطهای که زایش گفتمان «سرباز اقتصادی» را به یک ضرورت بقا مبدل میسازد.
ایالات متحده پس از فروپاشی فرضیه بازدارندگی سنتی نظامی، سنگینی فشار خود را از میدان تهاجم فیزیکی مستقیم به حیطه «جنگ همهجانبه مالی، ارزی و ژئواکونومیک» منتقل کرده است. این الگو، که اندیشکدههای واشنگتن از آن با عنوان راهبرد خفگی اقتصادی یا «انقباض حداکثری دسترسی به جریان آزاد نقدینگی» یاد میکنند، در پی مسدودسازی شریانهای حیاتی تبادل ثروت، ایجاد اخلال سازمانیافته در درآمدهای ارزی و برهمزدن توازن عرضه و تقاضا در بازارهای کلیدی است.
شبیهسازی الگوی جانفدا در شریانهای بازرگانی و سامانههای معیشتی
تجربه جنگ اخیر نشان میدهد که خلق مفهوم «جانفدا» در میدان مقاومت سخت، چگونه با پیوند دادن عاطفه ملی و عقلانیت ایثارگرانه، موازنههای سرنوشتساز منطقهای را به سود تمامیت ارضی کشور تغییر داد. امروز نیاز مبرم امنیت ملی، بازآفرینی همین نماد در پهنه اقتصاد سیاسی و روابط مالی است. «سرباز اقتصادی» صرفاً یک اصطلاح انگیزشی یا برچسب ژورنالیستی نیست؛ بلکه تعریف یک کارکرد هویتی و ساختار رفتاری جدید برای فعالان اقتصادی، مدیران صنعتی و آحاد شهروندان در زمانه جنگ ترکیبی است.
اگر جانفدا در دشتهای جغرافیایی جان خود را سپر تهاجم موشک و آتش میکرد، سرباز اقتصادی در سنگر حفظ ارزش پول ملی، زنجیرههای لجستیک و انضباط مصرف کالاهای راهبردی فعالیت میکند. آمارها نشان میدهند در شرایطی که نرخ سالانه تورم مصرفکننده در سالهای ۱۴۰۱ تا ۱۴۰۳ در کانالهای ۳۵ تا ۴۵ درصدی نوسان داشته و ناترازی ارزی، معیشت اقشار آسیبپذیر را هدف گرفته است، فقدان یک مکانیزم همبستگی سازمانیافته مردمی میتواند شوکهای قیمتی را تقویت کند. سرباز اقتصادی کسی است که قواعد بازی سرمایهداری بیمهار، رفتارهای سوداگرانه سفتهبازان و طمع رانتخواران پساجنگ را با مسئولیتپذیری فعال ملی مهار میکند. با پیادهسازی این دکترین، سرمایه خرد و کلان جامعه از مجاری تخریبگر نظیر طلا، ارز و مسکن سفتهبازانه خارج شده و به سمت چرخدندههای ارزشآفرین و سپر بلای تابآوری جمعی هدایت میشود.
تجربه جنگ اخیر نشان میدهد که خلق مفهوم «جانفدا» در میدان مقاومت سخت، چگونه با پیوند دادن عاطفه ملی و عقلانیت ایثارگرانه، موازنههای سرنوشتساز منطقهای را به سود تمامیت ارضی کشور تغییر داد. امروز نیاز مبرم امنیت ملی، بازآفرینی همین نماد در پهنه اقتصاد سیاسی و روابط مالی است. «سرباز اقتصادی» تعریف یک کارکرد هویتی و ساختار رفتاری جدید برای فعالان اقتصادی، مدیران صنعتی و آحاد شهروندان در زمانه جنگ ترکیبی است.
بهینهسازی مصرف حاملها و مدیریت نهادههای حیاتی به مثابه پدافند غیرعامل
یکی از آسیبپذیرترین نقاطی که اتاقهای فکر غرب برای تحمیل استراتژی فرسایش و خفگی روی آن انگشت گذاشتهاند، بحران «ناترازی انرژی و نهادههای پایهای» در ایران است. طبق آخرین دادههای وزارت نفت و نیرو در ترازنامه سال ۱۴۰۴ خورشیدی، مصرف روزانه بنزین کشور از مرز ۱۲۵ میلیون لیتر عبور کرده و ناترازی گاز در فصل سرد سال به روزانه ۲۵۰ تا ۳۰۰ میلیون مترمکعب رسید که منجر به افت تولید در بخش فولاد، پتروشیمی و سیمان شد. در چنین میدانی، اتلاف بنزین، گاز، برق و آب دیگر تنها یک مسأله ساده ناترازی تعرفهای نیست؛ بلکه بازی ناخواسته در پازل فشار دشمن است.
سرباز اقتصادی در این جبهه، اصلاح ساختار مصرف و مهار بدمصرفی را به عنوان راهبرد محوری پدافند غیرعامل تلقی میکند. با کاستن تنها ۱۰ درصد از مصارف ناکارآمد انرژی در مبادی صنعتی و خانگی، معادل دهها میلیارد دلار نقدینگی ناشی از صادرات گاز آزاد و جریان پایدار سوخت برای صنایع مادر حفظ خواهد شد. همچنین در بخش کشاورزی و امنیت غذایی، ایران سالانه نیازمند تأمین بیش از ۱۵ تا ۱۸ میلیارد دلار نهادههای دامی و غلات راهبردی مانند گندم، ذرت و کنجاله سویا است. مدیریت مصرف، کاهش نرخ ضایعات غذایی که طبق ارزیابی فائو در ایران حدود ۳۰ درصد از کل محصولات را شامل میشود و استفاده بهینه از دانههای روغنی و ذخایر راهبردی، به منزله پاتک مستقیم به سناریوی قحطی ساختگی و تحریم کشتیرانی محسوب میشود. سرباز اقتصادی بر این باور است که هر لیتر سوخت و هر کیلوگرم نهاده صرفهجوییشده، معادل یک گلوله استراتژیک در خط مقدم پایداری ملی است.
سرباز اقتصادی کسی است که قواعد بازی سرمایهداری بیمهار، رفتارهای سوداگرانه سفتهبازان و طمع رانتخواران پساجنگ را با مسئولیتپذیری فعال ملی مهار میکند.
بازآفرینی شبکههای تابآوری خرد و پشتیبانی از آسیبدیدگان شوکهای بازاری
جنگ اقتصادی، ماهیتی نامتقارن دارد؛ ترکشهای بیصدا و فرساینده تحریمهای مالی و نوسانات نرخ ارز بیش از همه به بافت بنگاههای کوچک و متوسط (SMEs) و معیشت مزدبگیران و کارگران اصابت میکند. طبق دادههای آماری مرکز آمار ایران، بنگاههای کوچک و متوسط بیش از ۸۰ درصد اشتغال بخش خصوصی را تشکیل میدهند اما توان جذب ضربات تورمی و افت نقدینگی در گردش آنها به مراتب کمتر از ابرهلدینگهای شبهدولتی است. هنگامی که یک تکانه ارزی رخ میدهد، تأمین مواد اولیه برای این کارگاهها ناممکن شده و خطر تعدیل نیرو و تعطیلی خطوط تشدید میشود.
در مختصات رفتاری سرباز اقتصادی، «تکافل اجتماعی و همیاری متقابل تجاری» به یک الزام تبدیل میشود. این مسئولیتپذیری فراتر از خیریه کلاسیک است و ماهیتی ساختاری دارد؛ از جمله:
۱. تشکیل صندوقهای امانی محلی برای تمدید بدون بهره مطالبات تأمینکنندگان،
۲. ممانعت صاحبان املاک تجاری از افزایش نجومی اجارهبها در دورههای بحران،
۳. اولویتبخشی کارخانجات بزرگ به استفاده از قطعهسازان و کارگاههای داخلی به جای واردات موازی،
۴. راهاندازی شبکههای توزیع مویرگی مردمی برای رساندن بستههای اقلام اساسی به نرخ مصوب و مستقیم به سفره اقشار حقوقبگیر و حاشیهنشین.
این الگوی شبکه پایداری مردمی، درست همان کارکردی را دارد که در هشت سال دفاع مقدس واحدهای پشتیبانی مهندسی و امداد داوطلبانه ارائه میدادند. نجات یک واحد کارگاهی سه نفره از خطر ورشکستگی توسط سربازان اقتصادی، خنثیکننده هدفی است که تحریمهای وزارت خزانهداری آمریکا برای ایجاد نارضایتی معیشتی و شورش شهری ترسیم کردهاند.
سرباز اقتصادی در جبهه انرژی، اصلاح ساختار مصرف و مهار بدمصرفی را به عنوان راهبرد محوری پدافند غیرعامل تلقی میکند. با کاستن تنها ۱۰ درصد از مصارف ناکارآمد انرژی در مبادی صنعتی و خانگی، معادل دهها میلیارد دلار نقدینگی ناشی از صادرات گاز آزاد و جریان پایدار سوخت برای صنایع مادر حفظ خواهد شد.
رصد هوشمند، سلب مشروعیت و مهار سوداگری ضدملی در زیستبوم کسبوکار
روی دیگر سکه بحرانهای اقتصادی و شوکهای ارزی، سربرآوردن جریانات رانتخوار، احتکارکنندگان خرد و کلان و مفسدانی است که با تبدیل رنج جامعه به سودهای کلان، عملاً در جایگاه «ستون پنجم تحریم» عمل میکنند. تجارب سالهای اخیر نشان میدهد در مقاطعی که شوکهای ارزی رخ میدهد، بخش بزرگی از ارز تخصیصی ترجیحی با نرخهای مصوب دولتی صرف واردات واقعی نمیشود یا کالاهای وارداتی در انبارهای پنهان بلوکه و احتکار میگردند تا با ضریب سود چندصد درصدی به بازار تزریق شوند. سرباز اقتصادی در این جبهه نقش دیدهبان و مجری نظارت مردمی و اجتماعی را ایفا میکند. این مقابله مستلزم سه فرآیند کلیدی است:
- شفافسازی و گزارشدهی هوشمند: بهرهگیری از بسترهای دیجیتال و سامانههای جامع تجارت و انبارها، برای رصد اخلالگران در زنجیره تأمین و ممانعت از ایجاد قحطیهای تصنعی در اقلام دارویی، صنعتی و معیشتی.
- سلب مشروعیت فرهنگی از سوداگری: تغییر گفتمان عمومی به سمتی که سفتهبازی، دلالی کاذب و خرید و فروش مکرر داراییهای غیرمولد در زمان جنگ، نه یک «زرنگی اقتصادی» بلکه خیانت آشکار به بقای ملی تلقی شود.
- بایکوت و حذف ساختاری متخلفان: اقدام اصناف، اتحادیهها و تشکلهای مستقل بخش خصوصی در تنبیه و کنار گذاشتن عناصری که از رانت دولتی برای ضربه به همصنفیهای خود استفاده میکنند.
مهار این پدیده باعث میشود هزینه رفتار ضدملی به شدت بالا برود و اجازه ندهد اقلیتی از ذینفعان تحریم، با مکیدن شیره تولید و کار، سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی کشور را تخریب کنند.
سربازان اقتصادی در عرصه کلان، پیشرانهای اصلی دیپلماسی تولید هستند. سرباز اقتصادی در شرکتهای دانشبنیان، پتروپالایشگاهها، صنایع داروسازی و … با بومیسازی کاتالیستها، قطعات هایتک و تجهیزات دقیق، وابستگی زنجیره ارزش کشور به غرب را به کمترین میزان تاریخی میرساند.
معماری نوین پدافند ترکیبی؛ تثبیت فتوحات میدانی در بستر دیپلماسی تولید
پیروزی تاریخی در نبرد سخت با محور غرب-صهیونیسم، پنجرهای بیبدیل و تاریخی به روی بازآفرینی ژئواکونومی ایران گشوده است. با تغییر موازنه وحشت در منطقه، اکنون خطوط انتقال کالا، پروژههای کریدوری شمال-جنوب و شرق-غرب (INSTC)، و ترانزیت انرژی در موقعیت برتر ژئوپلیتیک قرار گرفتهاند. برای آنکه این مزیت نظامی به قدرت پایدار معیشتی تبدیل شود، نیازمند دگردیسی در رویکرد حاکمیت و بخش خصوصی به مسئله تولید هستیم.
سربازان اقتصادی در عرصه کلان، پیشرانهای اصلی دیپلماسی تولید هستند. پیوستن رسمی ایران به سازمان همکاری شانگهای و پیمان بریکس، دسترسی به بازارهایی با ظرفیت جمعیتی بیش از ۳ میلیارد نفر و حجم اقتصادی عظیم را فراهم ساخته است. سرباز اقتصادی در شرکتهای دانشبنیان، پتروپالایشگاهها و صنایع داروسازی، با بومیسازی کاتالیستها، قطعات هایتک و تجهیزات دقیق، وابستگی زنجیره ارزش کشور به غرب را به کمترین میزان تاریخی میرساند. آمارها حاکی از آن است که در حوزه دانشبنیانها در سال ۱۴۰۴ خورشیدی، صادرات محصولات با فناوری بالا به بیش از ۲.۵ میلیارد دلار رسید؛ رقمی که پتانسیل جهش تا مرز ۵ تا ۸ میلیارد دلار در برنامههای پیشرو را داراست. وقتی زنجیره تولید کشور بدون وقفه کار کند، درآمدهای صادراتی غیرنفتی از ۵۰ میلیارد دلار فراتر رود، فرار سرمایه مهار شود و ساختار مالی کشور بر پایه ارزهای محلی در بستر بریکس بازطراحی گردد، «استراتژی خفگی اقتصادی» دشمن عملاً کارایی خود را از دست خواهد داد و مرگ قطعی نقشههای چندلایه دشمن در اتاقهای فکر تلآویو و واشنگتن رقم خواهد خورد. اینچنین است که تکوین الگوی سربازان اقتصادی، دژ پولادین استقلال ایران را تکمیل و تسخیرناپذیر خواهد کرد.
